الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

80

الغدير ( فارسي )

ليكن مرزبانى ، وى را به « يزيد بن وداع » نسبت داده و در كتاب « اخبار الحميرى » گفته است : مادر سيد از « حدّان » ( 1 ) است كه پدر سيد چون در ميان قبيلهء آنان منزل گرفته بود او را بزنى گرفت و مادر اين زن ، دختر « يزيد بن ربيعه بن مفرغ » حميرى ، همان شاعر معروف است و يزيد بن مفرغ را فرزند ذكورى نبوده و « اصمعى » در نسبت دادن سيد به يزيد بن مفرغ از جهت پدر ، اشتباه كرده است زيرا وى جد مادرى او است و مرزبانى « در معجم الشعراء » اين شعر سيد را ياد كرده است كه : بگاه نسبت ، من مردى حميرىام جدّ من رعين و دائيان من ذويزناند سپس ولائى كه با آن به رستگارى در رستاخيز اميدوارم از آن ابى الحسن هادى عليه السّلام است ( 2 ) . وى به ابى هاشم مكنّى است و شيخ طايفه ، كنيه اش را ابى عامر گفته است . او از سر آغاز كودكى ، به سيّد لقب يافته بود . ابو عمرو كشى در صفحهء 186 رجالش گفته است : آورده‌اند كه ابى عبد اللَّه عليه السّلام به سيد برخورد كرد و فرمود : مادرت ترا سيد ناميد و بدين سيادت موفق آمدى چه تو . . . سيد الشعرائى . و او در اين باره چنين سرود : در شگفتم از فقيه بسياردان فهميده اى كه يك بار به من فرمود : خاندانت ترا سيدّ ناميده‌اند و راست گفته‌اند ، چه تو ، به سيد الشعرائى توفيق يافتى . و آنگاه كه به مدح خاندان محمّد ( ص ) ويژگى مىيابى با ديگر شاعران برابر نخواهى بود چه آنان از صاحبان ملك و ثروت براى عطاياشان ستايش مىكنند

--> ( 1 ) - حدان بضم حاء مهمله ، يكى از محله‌هاى قديمى بصره است كه به آن بنوحدان مىگفتند . و اين زن به اسم قبيلهء پدرش « حدان بن شمس بن عمرو » كه از ازد است نامگذارى شد . ( 2 ) - اين دو بيت ، از ابياتى است كه داستان آن خواهد آمد .